بی مهر رخت
بی مهر رخت، روز مرا نور نماندست
وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست
در هجر تو گر چشم مرا آب روانست
گو خون جگر ریز که معذور نماندست
+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط .......
|
بی مهر رخت، روز مرا نور نماندست
وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست
در هجر تو گر چشم مرا آب روانست
گو خون جگر ریز که معذور نماندست