مرگ تو را چو داد گردون خبرم

مرگ تو را چو داد گردون خبرم


خبرت نیست که یک باره چه آمد به سرم

 

کاش با قیمت جان، عمر تو می‌شد ممکن


تا دهم جانی و از بهر تو عمری بخرم

ای پسر

ای پسر من پدر پیر توام


پدر پیر و زمین‌گیر توام

 

سخنی گوی و دلم را خوش کن


تو که آتش زده‌ای، خاموش کن