ای جوانمردان جوانمردی دگر در خاک رفت
ای جوانمردان جوانمردی دگر در خاک رفت
گوهری پاک از زمین برجانب افلاک رفت
بار خود بربست از این خاک تیره دل برید
پاک جان امد به گیتی پاک ماند وپاک رفت
ای جوانمردان جوانمردی دگر در خاک رفت
گوهری پاک از زمین برجانب افلاک رفت
بار خود بربست از این خاک تیره دل برید
پاک جان امد به گیتی پاک ماند وپاک رفت
ای پدر ای عارف نیکو خصال
ای که قدرت را ندانستیم ایام وصال
خوش بخواب اینجا که این دنیای دون
چون تو گوهر کم دهد از خود برون
همیشه مونس ویاورم پدرم بود
به وقت رنج غمخوارم پدر بود
چو پروانه اگر بال وپرم سوخت
ولی شمع شب تارم پدر بود
پدر سنگ مزارت را به آه وناله میبوسم
به عشق وزحمت چندین وچندین ساله میبوسم
اگر دنیا شود گلشن گلی جز تو نمی یابم
ز چشمم زاله میریزد تورا چون لاله می بوسم
پدرم یاد تو هرگز نرود از دل ما
مگر ان روز که درخاک شود منزل ما
اگر مادر نباشد زندگی نیست
به خورشید وفلک تابندگی نیست
خدا عشق است ومادر مهر مطلق
به انان بندگی شرمندگی نیست
به یاد شمع رویت همچنان پروانه میسوزم
تورفتی من به جایت اندرین کاشانه میسوزم
گهی آیم کنار قبر تو با دیده گریان
گهی از مهربانی های تو در خانه میسوزم
دگر اغوش مادر جای ما نیست
دریغا دامنش ماوای ما نیست
از ان روزی که از دار فنا رفت
کسی غمخوار و هم اوای ما نیست
امروزهستی ام ز امید دعای توست
فردا کلید باغ بهشتم رضای توست
مادر بهشت من همه آغوش گرم توست
گویی سرم هنوز به بالین نرم توست
یاد ایامی که مادر داشتم
افسری زیبنده بر سر داشتم
زندگی با او مرا افسانه بود
روشنی بخش دلم در خانه بود