مزار دختری زیباست اینجا
مزار دختری زیباست اینجا
گلی خوشبوتر از گلهاست اینجا
بنال ای مادرم، بر تربت من
که شبها کودکت تنهاست اینجا
مزار دختری زیباست اینجا
گلی خوشبوتر از گلهاست اینجا
بنال ای مادرم، بر تربت من
که شبها کودکت تنهاست اینجا
باورم نیست که دیگر نشنوم آوای تو
یا نبینم روی ماه و قامت زیبای تو
سالها سنگ صبورم بودی و هم صحبتم
بی تو رنگ یأس دارد منزل و مأوای تو
مادرم در دو گوشم سر داد این سخن
که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حسین و نعمالامیر
ای جوانمردان جوانمردی دگر در خاک رفت
گوهری پاک از زمین برجانب افلاک رفت
بار خود بربست از این خاک تیره دل برید
پاک جان امد به گیتی پاک ماند وپاک رفت
به یاد شمع رویت همچنان پروانه میسوزم
تورفتی من به جایت اندرین کاشانه میسوزم
گهی آیم کنار قبر تو با دیده گریان
گهی از مهربانی های تو در خانه میسوزم
در چمن هر ورقی دفتر حال دگر است
حیف باشد که زکار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا بگزاف
گر شب وروز دراین قصه مشکل باشی
گرچه راهی ا ست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
رفتی و از رفتنت قلبم شکست
دیده و دل از غمت در خون نشست
ای وای که آن تازه گل زیبا رفت
ناکام عزیز ما، از این دنیا رفت
از سنگ جدایی، گُهر ما بشکست
از دست «عقیق» پر بهای ما رفت
بود که بار دگر بشنوم صدای تو را؟
ببینم آن رخ زیبای دلگشای تو را
کیام مجال کنار تو دست خواهد داد
که غرق بوسه کنم، باز دست و پای تو را
دل گرفته من کی چو غنچه باز شود؟
مگر صبا برساند به من هوای تو را
تو بودی نوگل گلخانه ما
سفر کردی تو از کاشانه ما
همانند پرستوهای عاشق
خودت رفتی، غمت در خانه ما