اجل

عمری كه اجل در عقبش می تازد

هر كس كه غم و غصه خورد می بازد!‌

پس غصه و اندوه مخور ای عاقل

دنيا به دمی كار تو را می سازد!

نگاه مادر

همی نالم که مادر در برم نیست

صفای سایه او بر سرم نیست

مرا گر دولت عالم ببخشند

برابر با نگاه مادرم نیست

فرشته ها

گفتم به کجا؟ گفت: صدایم کردند

گل بودم و از شاخه جدایم کردند

گفتم که فرشته ها چه کردندت؟

 گفت:روزی خور سفره ی خدایم کردند ...

آبروی من حسین

چو مرغ حق که از حق میزند دم

طنین های و هوی من حسین است

از آن بر تربتش سایم جبین را

که عز و آبروی من حسین است

قاب عکس

دلم پر ز غم و درد است ای وای

هوای خانه مان سرد است ای وای

پدر رفت و از او جز قاب عکسی

نمانده، در کنارم نیست ای وای

می خوام یه بار ببینمت،

 رفتی، حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات؟

می خوام یه بار ببینمت، سر بزارم رو شونه هات

دوست داشتم با گلای سرخ، می آمدم به دیدنت

نه این که با رخت سیاه، چشمای سرخ ببینمت

بي خانمان

اگر بار گران بوديم رفتيم

و گر نامهربان بوديم رفتيم

شما با خانمان خود بمانيد

كه ما بي خانمان بوديم رفتيم.

زیر تابوتت

آن دم که تابوت تو را به روی شانه بردند

من هم همانجا، زیر تابوتت به ناله مردم

دیگر پدر ندارم

من تاج سر ندارم

دیگر پدر ندارم

می سوزم از هجران بابا

ز تن شده قرارم

که من پدر ندارم

جانم شود قربان بابا

بی تو

در دلم بود که بی تو نباشم هرگز

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود